ماشین
در وبلاگ سياوش خوندم که زدن شيشه های ماشينش رو توی پارکينگ ساختمونشون شکستد، يک بار هم شبيه همين بلا سر خودم اومد. ظهر زمستون بود و از دانشگاه اومدم خونه تا ناهار بخورم و دوباره برگردم دانشگاه. نشسته بودم روی صندلی دم در و کفشم رو پام می کردم که ديدم صدای دزدگير ماشين داره مياد، زود رفتم بيرون و ديدم هيچ خبری نيست و درهای ماشين هم بسته هستند، دزدگير رو خاموش کردم و تو رو که نگاه کردم، ديدم که ضبط ماشين که هفته قبلش ۳۰۰ دلار برایش پول داده بودم رو دزديده اند. کيف لپ تاپم هم روی صندلی عقب بود(ولی اونروز لپ تاپ رو اصلا نبرده بودم با خودم دانشگاه) در کيف رو باز کرده بودند و همه کتاب ها رو ريخته بودند بيرون به اميد اينکه چيز با ارزشی توش پيدا کنند. من بيشتر تو کف مونده بودم که چطوری در عرض ۲۰-۳۰ ثانيه اينها هم ظبط رو بردند و هم وقت داشتند که کيف من رو بگردند.
illigal lolita sex